مرکز مشاوره و سلامت روان دانشکده علوم پزشکی منتشر کرد:
معرفی کتاب «مشروبات الکلی ، از دیدگاه دانش پزشکی و دانشمندان غربی»
از منظر روانپزشکی، مهمترین نتیجهگیری کتاب تأکید بر پیشگیری، آموزش، غربالگری زودهنگام و مداخله بهموقع در اختلال مصرف الکل است.
در راستای بروزرسانی اطلاعات ، آگاهی بخشی و اطلاع رسانی به اساتید دانشکده علوم پزشکی و همچنین یاری جستن از اساتید در زمینه پیشگیری یا مداخله موثر در موضوع اعتیاد در دانشجویان دانشکده ؛ مرکز مشاوره دانشکده علوم پزشکی به معرفی کتاب ((مشروبات الکلی ، از دیدگاه دانش پزشکی و دانشمندان غربی )) به تالیف دکتر علی اصغر اکبری اقدام کرد .
در خلاصه این کتاب سعی شد اعتیاد به الکل که شایع ترین اعتیاد در بین جامع اماری دانشجویان کل کشور می باشد را بررسی و تشریح نموده و اطلاعات دقیق و بروز مبتنی بر شواهد پژوهشی را در اختیار اساتید قرار داد. امید است بتوانیم هر یک از اعضای دانشکده به سهم خود نقشی در ارتقا سلامت روان دانشجویان ایفا و از بروز ناخرسندی و آسیب جلوگیری نماییم.
تحلیل جامع کتاب
«مشروبات الکلی از دیدگاه دانش پزشکی و دانشمندان غربی»
کتاب «مشروبات الکلی از دیدگاه دانش پزشکی و دانشمندان غربی» اثری پژوهشمحور است که با تکیه بر منابع متعدد علمی بینالمللی، به بررسی نظاممند پیامدهای زیستی، روانی و اجتماعی مصرف الکل میپردازد. نویسنده تلاش کرده است مسئله مصرف الکل را نه در چارچوب مباحث فرهنگی یا ارزشی، بلکه در بستر دادههای تجربی پزشکی و پژوهشهای معتبر جهانی تحلیل کند. همین رویکرد، اثر را برای مخاطبان دانشگاهی، بهویژه در حوزههای پزشکی و روانپزشکی، قابل تأمل میسازد.
چارچوب نظری و رویکرد علمی کتاب
کتاب بر مبنای یک چارچوب پاتوفیزیولوژیک بنا شده است؛ بدین معنا که ابتدا سازوکار اثر الکل بر سیستمهای مختلف بدن را توضیح میدهد و سپس پیامدهای بالینی کوتاهمدت و بلندمدت آن را بررسی میکند. یکی از ویژگیهای مهم اثر، ارجاع به منابع متعدد علمی غربی و استفاده از دادههای اپیدمیولوژیک برای پشتیبانی از ادعاهاست. نویسنده تلاش میکند نشان دهد که در ادبیات پزشکی معاصر، الکل نه بهعنوان یک نوشیدنی معمول، بلکه بهعنوان یک عامل خطر (Risk Factor) چندوجهی شناخته شمرده میشود.
تأثیرات نورولوژیک و روانپزشکی
یکی از برجستهترین بخشهای کتاب، بررسی اثرات الکل بر سیستم عصبی مرکزی است. الکل از طریق افزایش فعالیت گیرندههای GABA و مهار سیستم گلوتامات، موجب تضعیف عملکرد قشر مخ و کاهش مهار رفتاری میشود. در مصرف حاد، این تغییرات به صورت کاهش قضاوت، اختلال در تصمیمگیری و افزایش رفتارهای تکانشی بروز مییابد؛ اما در مصرف مزمن، تغییرات ساختاری مغز، آتروفی قشری و اختلال در کارکردهای اجرایی مشاهده میشود.
کتاب بهطور ویژه به آسیبهای حافظه و نقش هیپوکامپ اشاره میکند و سندرم ورنیکه–کورساکوف را بهعنوان نمونهای از عوارض شدید کمبود تیامین در مصرفکنندگان مزمن معرفی مینماید. همچنین رابطه مصرف الکل با افسردگی، اضطراب، اختلالات شخصیت و افزایش خطر خودکشی مورد بررسی قرار گرفته است. نویسنده با استناد به مطالعات روانپزشکی، به همبودی بالای اختلال مصرف الکل با سایر اختلالات روانی اشاره میکند و این موضوع را چالشی جدی برای درمان میداند.
از منظر تحلیلی، کتاب نشان میدهد که رابطه الکل و اختلالات خلقی دوطرفه است: مصرف الکل میتواند بهعنوان عامل تشدیدکننده یا ایجادکننده علائم افسردگی عمل کند و در عین حال، افراد مبتلا به اختلالات خلقی برای کاهش موقت تنشهای روانی به مصرف الکل روی آورند. این چرخه معیوب، زمینهساز وابستگی و تخریب تدریجی کارکردهای روانی میشود.
آسیبهای کبدی و متابولیک
در حوزه داخلی، کتاب روند تدریجی تخریب کبد را از کبد چرب الکلی تا سیروز و نهایتاً کارسینوم هپاتوسلولار ترسیم میکند. تأکید بر این نکته است که فرآیند آسیب کبدی در بسیاری موارد خاموش و تدریجی است و فرد تا مراحل پیشرفته بیماری از شدت تخریب آگاه نمیشود. افزون بر این، اختلال در متابولیسم چربیها، افزایش تریگلیسیرید، التهاب پانکراس و اختلالات قند خون از جمله پیامدهای متابولیک مصرف مزمن الکل معرفی شدهاند.
نویسنده همچنین به تفاوتهای فردی در متابولیسم الکل اشاره میکند و نقش عوامل ژنتیکی، جنسیتی و تغذیهای را در شدت آسیبها مورد توجه قرار میدهد.
اثرات قلبی–عروقی و مناقشه مصرف کم
یکی از بخشهای قابل توجه کتاب، بررسی انتقادی دیدگاهی است که مصرف کم الکل را برای سلامت قلب مفید میداند. نویسنده با تحلیل پژوهشهای اپیدمیولوژیک، به این نتیجه میرسد که بسیاری از مطالعات اولیه دارای سوگیریهای روششناختی بودهاند و مطالعات جدیدتر نشان میدهند که حتی مصرف کم نیز میتواند با افزایش فشار خون، آریتمی و کاردیومیوپاتی مرتبط باشد. بنابراین، مفهوم «میزان کاملاً بیخطر» مورد تردید قرار میگیرد.
سرطانزایی و سلامت عمومی
کتاب تأکید میکند که الکل در طبقه مواد سرطانزا قرار میگیرد و خطر ابتلا به سرطانهای دهان، مری، کبد، پستان و کولون را افزایش میدهد. نکته تحلیلی مهم در این بخش آن است که خطر سرطان تابع دوز است، اما آستانه صفرِ ریسک وجود ندارد. این مسئله پیامدهای مهمی برای سیاستگذاری سلامت عمومی دارد.
در سطح اجتماعی، کتاب به پیامدهایی همچون تصادفات، خشونت، فروپاشی خانواده، کاهش بهرهوری و تحمیل هزینههای سنگین بر نظام سلامت اشاره میکند. در اینجا مصرف الکل نه یک انتخاب فردی، بلکه مسئلهای ساختاری معرفی میشود که نیازمند مداخلات پیشگیرانه و آموزشی گسترده است.
ارزیابی انتقادی
از نقاط قوت کتاب میتوان به جامعیت منابع، نگاه میانرشتهای و استناد گسترده به شواهد علمی اشاره کرد. اثر، با تمرکز بر دادههای پزشکی، تلاش میکند تصویر واقعبینانهای از پیامدهای مصرف الکل ارائه دهد.
با این حال، از منظر روانپزشکی مدرن، کتاب کمتر به مدل زیستی–روانی–اجتماعی اعتیاد پرداخته و بحث درمانهای مبتنی بر شواهد مانند مصاحبه انگیزشی، درمان شناختی–رفتاری و دارودرمانی را بهطور مبسوط بررسی نکرده است. همچنین رویکرد کاهش آسیب. (Harm Reduction) جایگاه پررنگی در تحلیل آن ندارد
جمعبندی نهایی
در مجموع، این کتاب مصرف الکل را بهعنوان پدیدهای چندبعدی معرفی میکند که پیامدهای آن محدود به یک عضو یا یک حوزه نیست، بلکه طیفی از آسیبهای نورولوژیک، روانپزشکی، کبدی، قلبی–عروقی و اجتماعی را دربرمیگیرد. پیام مرکزی اثر آن است که مصرف الکل—even در مقادیر بهظاهر کم—فاقد ریسک نیست و میتواند در درازمدت زمینهساز تغییرات ساختاری و کارکردی پایدار در مغز و سایر ارگانها شود.
از منظر روانپزشکی، مهمترین نتیجهگیری کتاب تأکید بر پیشگیری، آموزش، غربالگری زودهنگام و مداخله بهموقع در اختلال مصرف الکل است. این اثر میتواند بهعنوان منبعی مکمل در گفتمان علمی پیرامون اعتیاد و سلامت روان مورد استفاده قرار گیرد و در سیاستگذاریهای مبتنی بر شواهد نقشآفرین باشد.

نظر دهید